.:: مجیب ::.

وبلاگ طرح مترجمی زبان قرآن

.:: مجیب ::.

وبلاگ طرح مترجمی زبان قرآن

.:: مجیب ::.

قرآن برای خواندن و ثواب تا کی؟! و برای فهمیدن و عمل از کی؟!
با گذراندن دوره های مترجمی زبان قرآن، قادر خواهید شد هر کجا آیه ای را شنیدید یا خواندید، به راحتی ترجمه کنید و بفهمید.
سامانه پیامک: 3000414000

جستجو در وبلاگ
پرداخت آنلاین

جهت ورود به سامانه پرداخت الکترونیک کلیک کنید.

آموزش مجازی

جهت ورود به مرکز آموزش مجازی کلیک کنید.

تازه ترین مطالب کانال تلگرام
عضويت در خبرنامه

جهت اطلاع از جدیدترین مطالب، در کادر زیر ایمیل خود را وارد کنید:

آخرین نظرات
نویسندگان

مقدمه: آسیب شناسی اجتماعی کلام وحی

سه شنبه, ۲۱ بهمن ۱۳۹۳، ۱۱:۴۴ ب.ظ

پیشگفتار کتاب مقدماتی مترجمی زبان قرآن
« قال الرسول یارب ان قومی اتخذوا هذا القران مهجوراً» (فرقان 30)

خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید: پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم سر را جانب آسمان بلند کرده چنین از امتشان گله فرمودند: «ای پروردگار من، این قوم من قرآن را مهجور و متروک قرار دادند. »
سوال این است که آیا با گذشت هزار و چهارصد سال، بازهم قرآن در میان ما امت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، مهجور است؟ ما که در هر جلسه ای شرکت کرده، از روخوانی و روانخوانی تا تجوید و حفظ قرآن را پیگیری می کنیم، بازهم پیامبر ما از امتشان گله مندند؟ یا این فقط درد دل حضرت از امت زمان خودشان بوده است؟

به این داستان توجه کنید:
یکی از علمای قم چند سال پیش توفیق تشرف به مدینه منوره را پیدا کردند. ایشان فرمودند: برای خداحافظی پیش استادم رفتم، ایشان فرمودند: از شما می خواهم زمانی که روبروی مدفن پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله و سلم قرار گرفتید، قرآن را برای من باز کنید، هرآیه ای که آمد برایم بیاورید. بنده رفتم و این کار را انجام دادم.

پس از بازگشت، در اولین دیدار از انجام درخواست خود سوال نموده و پرسیدند: چه آیه ای آمد؟ گفتم : سوره فرقان آیه 30: «و قال الرسول یارب ان قومی اتخذوا هذا القران مهجورا » این عالم بزرگوار تا این مطلب را شنیدند، با تعجب و نگرانی فرمودند: «الله اکبر! » از روی کنجکاوی عرض کردم: چه چیزی نیت کرده بودید؟ فرمودند: می خواستم بدانم نظر پیامبر
اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مورد جایگاه قرآن در میان امتشان چیست؟ با این آیه فهمیدم ایشان هنوز از ما گلایه دارند، باید کاری برای قرآن انجام داد!

***

چرا از تاثیر گذاری کلام وحی در زندگی غافل شده ایم؟! در حالی که قرآن را کتاب زندگی می دانیم. چگونه کتاب زندگی است درحالی که حتی به یک آیه آن عمل نمی کنیم! برای مثال، اگر آیه 282 بقره (طولانی ترین آیه قرآن کریم) که در مورد کسب و کار می باشد با خط
زیبا و ترجمه نوشته شود و در محل کسب و شرکت ها نصب گردد و طرفین معامله خود را ملزم به اجرای همین یک آیه نمایند، دیگر کسی حق دیگری را ضایع نکرده و این همه مشکلات به وجود نمی آید. و یا اگر تنها آیه 12 سوره حجرات را سرمشق خود قرار دهیم بسیاری از معضلات زندگیمان حل خواهدشد. چرا از قرآنی که دو آیه آن زندگی بشر را این قدر متحول می کند، این همه غافلیم؟!

زندگی ها ناآرام شده است. برای بدست آوردن و جاهت به کلاس های به اصطلاح آرامش بخش و ورزشهای یوگا و غیره پناه می بریم و با تلقین می خواهیم آرامش را به زندگی تزریق کنیم. در حالی که اسباب آرامش ما چیز دیگری است که خالق ما در قرآن بیان فرموده است: «الا بذکر الله تطمئن القلوب» «تنها چیزی که انسان را به آرامش می رساند، ذکر و یاد خداست»(رعد 28) .

من که خدایی ندارم و یا ذکر الهی در زندگیم کمرنگ شده انتظار دارم آرام زندگی کنم و این محال است. ما بنده و مخلوق او هستیم. باید بدانیم دراین دنیا دنبال چه می گردیم! بسیاری از مردم دنبال چیزی هستند که خدا خلق نکرده و آن هم خوشی است. در حالی که آنچه آفریده است خوشبختی است.
می گویند: «بسیاری از سرمایه داران دل خوشند ودنبال خدا هم نیستند». درپاسخ می گوییم : «اگر بی خدا باشند محال است زندگی خوبی داشته باشند، شما که از قلب آن ها با خبر نیستید! احساس خوشبختی امری درونی است که مرفه ترین افراد اگر خدا نداشته
باشند ، طعم آن را نخواهند چشید ؛ در حالی که انسان های با ایمان، با وجود فقر می توانند زندگی آرامی داشته باشند .»
در سوره طه آیات 123 ، 124 و 125 به این مطلب اشاره شده است :

« هرکس هدایت الهی را پیروی کند گمراه نخواهد شد و هرکس از یاد خدا روی گردان شود زندگی سختی نصیبش خواهد شد و روز قیامت کور محشور شده و از فراموش شده ها خواهد بود؛ وقتی اعتراض می کند، جواب می شنود: تو در دنیا خدا را فراموش کردی ، پس در اینجا فراموش می شوی .»

دیگر این که سنگی که تحمل تیشه هنرمند را نداشته باشد، تندیس زیبایی نخواهد شد.

و نکته آخر آنکه: اگر به مصلحت اندیشی خالق حکیم معتقدیم باید کار را به او واگذاریم .

«عسی ان تکرهوا شیئا و هو خیر لکم و عسی ان تحبوا شیئا و هوا شر لکم »


دنیا سراسر ابتلا و آزمایش است و این نوع نگرش ما به بلاهاست که شادی یا غم را نصیبمان می کند. اگر دختر امیر المومنین – علیهما السلام- پس از واقعه کربلا با وجود تحمل آن همه رنج و مصیبت ، با کمال آرامش می فرماید : « ما رایت الا جمیلا » به این خاطر است
که او می اندیشید: « بلا ها حلقه عشق الهی است. »
حال با این نگرش و با توجه به این اعتقاد که کلید حل تمام مشکلات در کتاب آسمانی ماست و در آن از هیچ تر و خشکی فروگزار نشده، چرا همچنان در میان ما تنها و غریب است ؟!

راستی، علت مهجوریت قرآن درچیست ؟

به یقین تا زمانی که از کلام وحی استفاده ابزاری می کنیم وآن را برای ثواب می خوانیم، وضع به همین منوال خواهد بود.

استفاده ابزاری: یعنی همان طور که از قلم برای نوشتن و از چاقو برای بریدن استفاده می کنیم، با قرآن نیز به عنوان ابزاری برای رسیدن به هدف خود! برخورد کرده و به دنبال این هستیم که مثلا:
* برای تشرف به مکه به خواندن کدام سوره مداومت نماییم؟!
* خواندن مرتب کدام سوره سبب افزایش روزی می شود ؟!
* کدام آیه را بخوانیم تا صبح سر ساعتی که اراده کرده ایم بیدار شویم؟!
* و ...
پس وای بر ما که با آخرین و کامل ترین کلام پروردگار این گونه سبک و نابخردانه برخورد می کنیم! البته «چون که صد آمد نود هم پیش ماست »، هیچ کس برای تولید بوی غذا آشپزی نمی کند، گرچه بوی خوش هم از پیامدهای طبخ غذای خوب است.

خواندن قرآن برای ثواب: گرچه به عنوان دومین علت مهجوریت کلام وحی ذکر گردید، ولی نقش تخریبی آن به مراتب مهم تر و پررنگ تر بوده و مانع بزرگ تری برای فهم و کاربرد صحیح قرآن در زندگی است. با وجود صحت روایاتی که دلالت بر ثواب دارند، مسلما هدف از نزول آیات الهی تنها این نبوده و نباید تمام هم و غم و سعی و تلاش ما را به خود اختصاص دهد.

استدلال عقلی
برای مثال بسیاری از ما در ماه مبارک رمضان به خواندن روزانه حداقل یک جزء از قرآن اهتمام شدیدی می ورزیم و حتی با یکدیگر مسابقه می دهیم. گهگاه با تلفن از دوست خود خبر می گیریم که آیا او بیشتر خوانده است یا ما !!
بعضی از ما ممکن است درطول ماه مبارک دو، سه یا حتی ده بار قرآن را ختم نماییم و از صبح تا نزدیک افطار مشغول تلاوت باشیم ، که به طور قطع قابل تمجید و تکریم خواهد بود.
ولی شخصی را هم در نظر بگیرید که به علت مشغله کاری، روزی تنها یک آیه را با دقت تمام تلاوت کرده و پس از مراجعه به ترجمه و تفسیر و تفکر عمیق روی همان یک آیه ، سعی در فهم آن دارد و در به کار بستن مفاهیم آن در تمام امور زندگیش تا آخر عمر با خدای سبحان پیمان می بندد.

به نظر خواننده عزیز کدام یک سود بیشتری کرده اند و ثواب بیشتری را نصیب خود نموده اند ؟
عجیب این جاست که علیرغم این که همه به اتفاق نفر دوم را تحسین می کنیم و معتقدیم ثواب بیشتری هم نصیبش می شود. ولی با فرارسیدن ماه مبارک رمضان، دوباره مانند نفر اول عمل می کنیم !

در این که قرائت قرآن به تنهایی نیز موجب خیر و برکت و رحمت الهی خواهد بود، شکی نیست ولی این که ما یک ماه تمام قرآن را تلاوت می کنیم یازده ماه باقی مانده ی سال، قرآن عزیز لب تاقچه خاک بخورد، منطبق با کدام تعالیم دین و کدام یک از فرامین الهی است ؟!

گرچه « فاقرء وا ما تیسر من القران » (مزمل 20) سفارش خود قرآن است ولی دستور الهی مبنی بر تفکر، تعقل و تدبر در مورد آیات بسیار بسیار مکرر تر و با تاکید بیشتری بیان شده است .
آخرین کلام این که :
قرآن برای خواندن وثواب تا کی ؟! و برای فهمیدن و عمل از کی ؟!

استدلال نقلی
از سوی دیگر نزول هریک از آیات قرآن، فشار بسیار زیادی بر جسم نازنین پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله و سلم وارد می آورد؛ به طوری که به نقل از تاریخ ایشان هرگاه زمان نزول وحی را نزدیک احساس می کردند، برای افزایش توانایی خود در تحمل فشار، به پشت می
خوابیدند ولی با این حال هنگام نزول آیات صورت شان برافروخته شده، به کبودی می گرایید و رگ گردنشان حرکت می کرد. و پس از آن تب و لرز می کردند. به طوری که تقاضا می کردند ایشان را بپوشانند.
همینطور نقل شده است که هنگام نزول آیات سوره های هود و واقعه وجود نازنین این
دردانه عالم تا پای جان باختن می رفته است.
سوال این است که آیا خداوند حکیم 6236 آیه را با این رنج و سختی بر عزیزترین بنده خود (که فرموده : « لولاک لما خلقت الافلاک ») نازل فرموده ، فقط برای این که من و شما به ثواب برسیم ؟! و دیگر هیچ ...؟ آیا عقل سلیم این را می پذیرد ؟!
و آیا بازهم نباید پرسید :

قرآن برای خواندن وثواب تا کی ؟! و برای فهمیدن و عمل از کی ؟!


بحث ثواب بین ما مسلمانان آنقدر اهمیت یافته که با ائمه اطهارعلیهم السلام نیز همین گونه برخورد می کنیم. برای مثال در مجالس سوگواری امام حسین علیه السلام شرکت می کنیم، به خاطر ثواب گریه می کنیم ، به خاطر ثواب !؛ سینه می زنیم ، به خاطر ثواب!؛ و ... به هیچ وجه کار نداریم هدف ایشان چه بوده و چه سخنی با ما دارند؟! فقط گریه کردن برای ایشان را سپری بر آتش جهنم می دانیم و از آن به عنوان مجوزی برای انجام گناهان بیشتر سود می جوییم ؛ و وجدانمان را آرام می کنیم!

کوتاه سخن آنکه، تا زمانی که از قرآن و دین استفاده ابزاری کنیم و همه اعمالمان برای ثواب باشد، دین و قرآن همچنان مهجورتر خواهند  شد و برای بار سوم هم می پرسیم:

قرآن برای فهمیدن و عمل از کی ؟!

آسیب شناسی اجتماعی


هر زمان انگشت اشاره را به سوی کسی نشانه می رویم، باید یادمان باشد سه انگشت دیگر به سوی خودمان است یعنی وقتی ما مدعیان مذهب نسل جوان را متهم می کنیم که چرا از دین وخدا و قرآن گریزانند، باید سه مرتبه بیشتر خود را مسئول بدانیم و از خود
بپرسیم چرا ضمن این که نتوانستیم آن ها را به دین و آیینی به این کاملی ، زیبایی، لطیفی و محکمی جذب کنیم، موجبات فرار آنها را نیز فراهم نموده ایم؟!


آیا به راستی ما خودمان با دستهای خود، جوانان را از اطراف دین و قرآن فراری نداده و پراکنده نساخته ایم ؟!
چگونه توانستها یم این فطرت های پاک را از قرآنی که اساسا گفتگویش با فطرت و نهاد آدمی است ، دور سازیم ؟!

به نظر می رسد این داستان ثمره کوشش های بی دریغ ما سردمداران دین در موارد زیر باشد:


1- خط، اعراب و حجم : قرآن های حجیم و سنگین با رسم الخط های متفاوت و نه چندان زیبا و اعراب های غیر ضروری و پر از غلط و اشتباه که خواندن آن را مشکل می سازد، از دلایل این دوری بوده است .
2- مربی های کج سلیقه : مربی قرآن به جای تشویق ، میدان دادن به جوانان و جذب ایشان، با چهره ای عبوس و درهم کشیده و رفتاری خشک، موجبات بیزاری آنها را فراهم می آورد. فرزندی را که مادر با هزار شیرین زبانی و پند و اندرز به بهانه ماه مبارک راهی کلاس قرآن نموده، در همان روز اول مربی قرآن او را هدف آماج ایرادهای پی در پی خود قرار می دهد. این مربی کج سلیقه طی یک خط قرائت از صوت و لحن و مخارج حروف و خیشوم بینی و غنهّ و ... از نوجوان ده ها غلط می گیرد. تا مبادا قرآن خدا ضربه بخورد!!!


و به هیچ وجه رعایت حال او را نمی کند. مربی قرآن اصلاً با خود نمی اندیشد که اگر این جوان بر قرائت تسلط کافی داشت که حضورش در کلاس بی مورد بود! و هیچ به خود زحمت نمی دهد تا با برخورد صحیح برای جذب او برنامه ریزی نموده و با روی باز و سعه صدر، بدون خجالت دادن او در میان جمع و با کرامت، اشتباهات او را نادیده گرفته شود و آرام آرام به رفع آن ها بپردازد ، تا برای حضور مداوم او و دیگر جوانان ایجاد انگیزه نماید.
3- احترام کاذب : آیا نگهداشتن احترام والدین تنها با زبان و ظاهر کافی است؟ یا باید با میل و رغبت و با تمام محبتی که به آن ها داریم، در برآورده کردن خواسته های بجای ایشان کوشا باشیم و نصایح ایشان را با گوش جان بشنویم ؟

آیا احترام به قرآن فقط در همین خلاصه می شود که آن را در بالاترین قفسه کتاب خانه جای بدهیم، بدون وضو آن را لمس نکنیم و اگر خدای ناکرده از دستمان به زمین افتاد ، هم وزنش خرما خیرات کنیم ؟!  آیا با این احترام کاذب، کتاب آسمانی را از زندگی خود دور نکرده ایم ؟ آیا نگهداشتن حریم کلام وحی این نیست که با تمام توان به فهم و درک آن بپردازیم و به انجام تمام فرامین و دوری از تمام منهیات آن، اهتمام کامل داشته باشیم ؟ و آیا نباید روز به روز خود را بیشتر با آن عجین نموده و محک بزنیم؟ آیا رعایت حرمت قرآن به معنی تبلور آیاتش در لحظه لحظه زندگی ما نیست ؟

4- مکان های قرآنی : چرا کلاس های قرآن در زیر زمین ها و اتاق های تاریک، با دیوارهای گچی کهنه و ترک خورده وبا فرش های رنگ و رو رفته ویا صندلی های چوبی سفت و ارزان قیمت برگزارمی شود؟ چرا تزئینات کلاس باید حتما عکس قبرستان بقیع و وادی السلام و گنبد و بارگاه باشد؟ اگر در فاصله مکانی روشن با مبلمان و صندلی های شیک و راحت و دیوارهای تمیز و مزین به انواع تابلوهای شاد و زیبا و فضایی آکنده از عطر گل های تازه از عاشقان خدا و کلام او استقبال کنیم ، چه اشکال دارد؟ و چرا فکر نمی کنیم که حتماً باید این گونه باشد ؟
5- زبان : زبان قرآن کریم عربی است و ما با آن آشنایی چندانی نداریم . اغلب ما برای مطالعه کتاب های آموزنده علمی، تاریخی، روانشناسی و حتی رمان ها وقت می گذاریم ولی به علت عدم تسلط برزبان عربی نمی توانیم با قرآن و داستان های بسیار آموزنده آن
ارتباط برقرار کنیم. از سوی دیگر انگیزه فراگیری زبان عربی به دلایل زیر بسیار ضعیف شده است:
* تحجر، عقب افتادگی و فرهنگ خاص بعضی از کشورهای عربی که البته تبلیغات مبالغه آمیز دشمنان اسلام هم در آن بی تاثیر نبوده است.
* روش های ثقیل و غیر جذاب تدریس عربی، بخصوص در مقاطع مختلف تحصیلی و عدم تلاش در ابداع و بکارگیری متدهای جدید.
حل این معضل به دو طریق ممکن است:
* آموزش کامل زبان عربی.
* آموزش عربی فقط در محدوده درک قرآن.

روش اول هم بسیار زمان بر و مشکل است و هم پس از تحصیل کامل آن ، باز هم ممکن است درک صحیح بسیاری از مفاهیم قرآن را در بر نداشته باشد. زیرا قرآن کتابی کاملاً ادبی با متن بسیار فصیح قدیمی است که حتی بسیاری از عرب زبان های امروزی نیز نسبت به درک صحیح برخی از کلمات آن با مشکل مواجه می شوند.
اما راه دوم که برای فهم اختصاصی کلام وحی است ، مناسب ترین راه به نظر می رسد.

نظرات (۱)

بسیار عالی بود.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ابزار هدایت به بالای صفحه

// //

پشتیبانی

//